محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

32

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

اسحاق به او گفت : مگر نمىدانى كه تو و مادرت را ترك‌گفتيم و در ارثيه به‌شمار نياورديم . اسماعيل با شنيدن اين‌سخن به كنار ديوارى رفت و غمگين شد و به گريه افتاد ، از سوى خداوند عزّ وجلّ به اسماعيل وحى آمد : تو را چه مىشود ؟ گفت : خود از آن آگاه‌ترى . خداوند متعال فرمود : گريه نكن اى اسماعيل ، من پادشاهى و نبوّت را در فرزندان تو ، در آخرالزمان ، قرار مىدهم و خوارى و كوچكى را تا روز قيامت در فرزندان او مىگذارم . از آنجا كه قصد ما اختصار و فشرده‌نويسى است ، به همين اندازه در بيان اخبار اسماعيل ، بسنده مىكنيم .